برای آدمی که در ايران نيست و دلش با ايران است کم اتفاق می افتد که در جلسه ای شرکت کند و جنان باشد که می طلبد.
آگاهی های او را گسترش دهد، فکر او را به نظمی رهنمون شود. دست کم من اين بخت فراوان نيافته ام و باور دارم کسانی که در سخنرانی های خودم هم شرکت داشته اند از اين مقوله مستثنی نيستند و حظی چنان که بايد نبرده اند. گاه هم اتفاق می افتد که شرکت در يک سخنرانی آدمی را از کرده پشيمان می کند. چنان که دوهفته قبل کرد. اما روز شنبه به دعوت انجمن سخن و يارانی که در دانشگاه سوآز فعاليت دارند و معمولا دست در کار دعوت از کسانی هستند که يا از ايران می آيند و يا با مسائل ايران ارتباط تنگاتنگ دارند اين بخت نصيب بردم. محسن سازگارا که بعد از دوماهی معالجه که هنوز هم تمام نشده است جانی گرفته در يک سخنرانی منظم و آگاهی بخش از گوهر آزادی و روشنفکران دينی ايران گفت. جلسه ای به غايت آرام و منطقی و ثمربخش که به باورم همگان حتی آن ها که در دل با سازگارا و روشنفکران دينی آشتی ندارند، بهره ای تمام بردند.

















