به نام خدا
چندروزی بیشتر از انتشار متن "فراخوان ملی" نگذشته بود که یکی از مؤسسین وزارت اطلاعات در صحبتی، مرا نواخته وهرچه سیئه در این عالم است به بنده نسبت داده بود. چندروز بعد یک ماشین تبلیغاتی سنگین در خارج از کشور شروع به کار کرد. از زدن تیرخلاص در مغز تیمسار رحیمی تا دزدی و هیزی را به بنده نسبت داد. از شکنجه گری تا داشتن ١٨ کارخانه. از نوکری اجانب تا مزدوری رژیم وجالب تر آنکه همزمان در تهران هم این ماشین تبلیغاتی در گوش یکی میگفت فلان کس دست در دست سلطنت، جمهوریت را فراموش کرده، در گوش دیگری، در داخل زندان زمزمه میکرد که چه نشستهای مشغول ساخت و پاخت با آمریکائیها برای حمله به ایران است، و به جوان ترها هم میگفت که فلانی یک قانون اساسی نوشته ارتجاعی که درآن شورای نگهبان هم دارد و خلاصه به هر کس فراخور حالش و حساسیتش چیزی گفته میشد و به همگی نیز دائماً القاء میشد که فلان کس تک روی میکند و مشغول ترکتازی است و از بقیه استفاده میکند وغنائم رابرای خودش برداشته است و هکذا. گذشت و خوشبختانه با درایت و حوصله وعقل دوستان این حرفها نقش برآب شد. اما اکنون که آن سروصداها فروکش کرده و به نظرم بانیان آن هم از بی حاصلی کارشان خسته شدهاند دونکته را باید بنویسم:

بنا بر اين گزارش، گروهي از اعضاي ارشد دفتر تحكيم وحدت كه با راهاندازي سايت «60 ميليون دات كام» در پروژه رفراندوم با سازگارا همكاري داشتند، نسبت به طرح كانديداتوري وي، واكنش منفي نشان دادند.