با هر اما و اگر و هر کیفیتی که هست، اکنون آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور مطرح شده و از یک ماه دیگر پس از تنفیذ حکم به عنوان رئیس دولت و نفر دوم کشور ( البته در حرف ) مشغول به کار خواهد شد. مهم این است ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد و این فضای جدید چه مختصاتی خواهد داشت.
1– اولین نکته این است که اکنون، تمام قدرت ها در دستان رهبری است. قوه قضائیه که مستقیماً زیر نظر او است و رئیس آن را عزل و نصب می کند. از بالای سر آن رئیس هم چند نفر مثل آقای مرتضوی را در این قوه دارد که هر چه را بخواهد برایش انجام می دهند. می گیرند، محکوم می کنند، زندان می اندازند و هکذا. من با یکی از دوستان زندانی موافقم که می گفت تا مرخصی دادن به امثال ما را، شخص رهبری در جریان است و کنترل می کند. مجلس هم در اختیار رهبری است. غیر از آنکه در مجلس هفتم، خجالت را کنار گذاشت و با رد صلاحیت 3 هزار کاندیدا، وکلای مورد نظر خودش را در مجلس گذاشت و پدر عروسش را هم رئیس مجلس کرد، با دو لایه انتصابی بالای سر مجلس ( یعنی شورای نگهبان و شورای تشخیص مصلخت نظام ) عملاً کنترل تمام مصوبات مجلس را هم بدست دارد. بر طبق قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی مجلس مخالف هم نمی تواند حتی یک لایحه خلاف منویات رهبری تصویب کند ( آنچنانکه در مجلس ششم اتفاق افتاد)، چه رسد به آنکه وکلا را در مجلس هفتم از بیخ تابع و مطیع رهبری گذاشته اند تا اصلاً به تیغ شورای نگهبان برای بریدن سر مصوبات مجلس احتیاجی نباشد.

بنا بر اين گزارش، گروهي از اعضاي ارشد دفتر تحكيم وحدت كه با راهاندازي سايت «60 ميليون دات كام» در پروژه رفراندوم با سازگارا همكاري داشتند، نسبت به طرح كانديداتوري وي، واكنش منفي نشان دادند.